تشکل های دانشجویی؛ کارآمدی ونا کارآمدی
تشکل ها، اجتماعی از افرادی است که پیگیری تحقق حدفی معین در بازه زمانی مشخص، آنان راگرد هم می آورد.
به تناسب نوع هدف، دوام و پایداری این گونه حرکت های خود انگیخته متفاوت است.
به دلیل همین ویژگی خود انگیختگی است که مقوله امرپذیری واجرای نیاز وخواسته های دیگران که در این مجموعه ذینفع
نیستند کمرنگ ویا به کلی بیرنگ می شود.
تشکل های دانشجویی علاوه بر اوصاف پیش گفته، نظر به ماهیت اعضای تشکیل دهنده از تحرک وپویایی به مراتب بیشتری
در مقایسه با سائر تشکل ها وساختار های مشابه برخوردار است.
به دلیل صنعت آرمان خواهی ازیک سو تلاش به منظور تجربه جامعه پذیری و باز یابی شخصیت افراد از صویی دیگر، این نوع
تشکل ها در راستای تحقق وپیشرفت جوامع خود نقش به سزایی ایفا میکنند.
با این همه، آفاتی نیز کارآمدی این حرکت های خود انگیخته در عرصه دانشگاهی را تهدید میکند از جمله:
1.خود انگیختگی: هرچند حضور داوطلبانه و به دور از اجبار اعضای این مجموعه های انسانی می تواند خارج از چهار چوب
دستوری حاکم بر ساختار های بوروکراتیک واداری، توان مضاعف در انجام فعالیت های معطوف به هدف در این گونه تشکل ها
پدید آورد و در نتیجه ، سرعت وکیفیت انجام کار ارافزایش دهد اما از طرف دیگر نیز به دلیل همین خصلت داوطلبی که حضور
پیوسته آنان را مانع میگردد، می تواند نا کار آمدی مجموعه را د رنیل به هنگام به هدف در پی داشته با شد.
2. تعدد سلیقه ها ودر عین حال تنوع آنان در نبود یک رهبری و نهاد هدایت گر فرا فردی که اراده و تصمیم او مورد پذیرش
واقدام دیگر اعضا باشد، حیات مفید تشکل های دانشجویی را به جد تهدید می کند؛ به ویژه آن که اعضای مجموعه در یک
گروه به لحاظ سنی قرار دارند وخصلت معین برتری بخش یکی بر دیگری نیست.
در نتیجه، هریک به خود حق می دهد که در فرایند اتخاذ تصمیم، نظر و رأی او بر دیگران برتر باشد ودلیل برای کوتاه آمدن در
مقابل خواست واراده دیگران نمی بیند .
ناگفته پیداست که درنبود یک نهاد ذی قدرت برای رهبری که قابلیت وشایستگی او برای احراز چنین جایگاهی از سوی دیگر
اعضا به رسمیت شناخته شده باشد، مجموعه از پایداری وثبات کافی برخوردار نخواهد بود، به ویژه که اعضا نیزدر پی
فروپاشی آن دچار آسیب چندانی نگردند.
3. سختی ودشواری استقلال در رویه و کارکرد به دلیل فقدان منبع مالی مستقل به منظور تأمین هزینه های ناشی از فعالیت
های این گونه تشکل ها، اعتماد به انجام وظیفه نمایندگی به شکل کامل ومطلوب را مورد چالش قرار می دهد.
انتظارات دانشجویان گاه در تعارض با منافع واهداف کلان سازمانی دانشگاه ها، مانع ازآن می شود که منابع تغذیه کننده
تشکل های دانشجویی به لحاظ مالی آشکارا در صورت اتخاذ مواضع به ظاهر مخالف با رویه موردنظر گردانندگان امور از سوی
اینگونه ساختار های دانشجویی، بتوانند بدون دغدغه به حمایت وپشتیبانی خود با هدف بستر سازی تکوین هویت در جوانان
آینده ساز ادامه دهند.
بی تردید قرارگرفتن تشکل های دانشجویی در برزخ ضرورت ادامه فعالیت واعلا م موجودیت که تأمین مالی از سوی متولیان
رسمی امور را می طلبد ولزوم احراز مقام نمایندگی دانشجویان که طرح و پیگیری قاطع مطالبات آنان را ایجاب می کند، راه
میانه ای فرا روی آنها می گشاید که اهتمام به مقولات سطحی وگذرا ونه چندان ناظر به اهداف بلند نهفته در فلسفه کار
گروهی، ویژگی مهم و بارز آن است.